خاطره toranj خانم

سلام
اول دبیرستان که بودم رفتم کلاس زبان ثبت نام کنم .چیز زیادی از زبان نمیدونستم واسه تعیین سطح یه خانمی اومد شروع کرد به سوال پرسید منم چند تاشو جواب دادم یه دفعه به صندلی اشاره کرد یه چیزی به انگیلیسی گفت منم که نفهمیده بودم چی گفته رفتم سمت صندلی که بشینم دیدم بنده خدا انقد خندیده قرمز شده نگو پرسیده بود که صندلی چه رنگیه

آخ جون معلممون نیومده

سلام . من اکام هستم . دوستای گروه منو میشناسن

دبیرستان بودیم و درسا سخت . یکروز که درس زیست شناسی داشتیم و آقا معلم پیداش نبود ما هم خوشحال از نیومدنش داشتیم خوش میگذروندیم توی کلاس . یکی از بچه ها رو فرستادیم ببینه چه خبره آخرش معلممون میاد یا نه . که چند دقیقه بعد با خوشحالی برگشت و درو باز کرد و با خوشحالی گفت آخ جون بچه ها توی دفتر هم نیست ایشالا نمیاد دیگه و دید ما هیچ تکونی نمیخوریم . یه لحظه خشکش زد و سمت تخته سیاهو نگاه کرد. بله آقا معلم یه راست اومده بود سرکلاس و با بهت بهش نگاه میکرد. ما هم توی دلمون هم مرده بودیم از خنده و هم منتظر بودیم ببینیم چی میشه . که آقا معلم مهربونمون! گفت : به به آقای ..... چقد خوشحالی . بیا تو ببینم درس خوندی یا نه. یادم نیست بقیه ش چی شد  اما هی فک میکنم کتکه رو خورد یا نه آخرش شاد باشین و روزتون پر از سوتی